فتوبلاگ مرداد و شهریور 1390

عموهای مفیدی در اولین افطار همدوره ای هاشون در ماه رمضان امسال خونه دوستم فاطمه

عموهای مفیدی در اولین افطار همدوره ای هاشون در ماه رمضان امسال خونه دوستم فاطمه

دوستام فاطمه و کوثر

دوستام فاطمه و کوثر

یک نتیجه محتمل از یک لحظه غفلت مامان!

یک نتیجه محتمل از یک لحظه غفلت مامان!

با مُبین و پدرش

با مُبین و پدرش

با امیرعلی و پدربزرگش

با امیرعلی و پدربزرگش

بدون شرح!

بدون شرح!

«آبازی» با پسرخاله ها تحت نظارت دایی!

«آبازی» با پسرخاله ها تحت نظارت دایی!

بدون شرح!

بدون شرح!

با تشکر از دایی مخفی!

با تشکر از دایی مخفی!

پارک فرهنگ به صرف چای داغ صبحانه!

پارک فرهنگ به صرف چای داغ صبحانه!

من و عرفان و یک توپ بزرگ

من و عرفان و یک توپ بزرگ

عیادت از باباجون ابراهیم

عیادت از باباجون ابراهیم

یه آشتی کوچولوی من با آبـّـه!

یه آشتی کوچولوی من با آبـّـه!

تنها در آسانسور!

تنها در آسانسور!

نیمه شب در پارک

نیمه شب در پارک

این هم یه دوست جدید با دو تا دوست که مدتی بود همدیگه رو ندیده بودیم

این هم یه دوست جدید با دو تا دوست که مدتی بود همدیگه رو ندیده بودیم

(31 شهریور 1390)

نوشته‌شده در مسافرت, همبازیها, خانوادگی, دوستان, روزنگار کودکی من, سیاسی, شیرینکاریها | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , , , , , , , , , , | بیان دیدگاه

فتوبلاگ تیر 90 تا تولد دوسالگی

با پسرخاله ها در منزل باباجون در اصفهان

با پسرخاله ها در منزل باباجون در اصفهان

در صندلی کودک رستوران در راه بازگشت به تهران

در صندلی کودک رستوران در راه بازگشت به تهران

صبحانه و بازی در پارک ملت

صبحانه و بازی در پارک ملت

استفاده ابزاری از کیک تولد 22 سالگی عمو علی!

استفاده ابزاری از کیک تولد 22 سالگی عمو علی!

من و محمدجواد با یک شمع جدید و کیک تولد عمو علی!

من و محمدجواد با یک شمع جدید و کیک تولد عمو علی!

در هیأتی متفاوت!

در هیأتی متفاوت!

تریپ کوهنوردی در ارتفاعات بالاتر از فشم!

تریپ کوهنوردی در ارتفاعات بالاتر از فشم!

بدون شرح!

بدون شرح!

من و کیک تولد دو سالگی ام!

من و کیک تولد دو سالگی ام!

تعدادی از مهمانان - و حضور مجازی باباجون محسن - در تولد دو سالگی ام

تعدادی از مهمانان - و حضور مجازی باباجون محسن - در تولد دو سالگی ام

بوسیدن باباجون محسن که مجال حضور در تولدم رو پیدا نکرد

بوسیدن باباجون محسن که مجال حضور در تولدم رو پیدا نکرد

و این هم تعدادی از دوستام که این روزا هم رو دیدیم (البته چند تاش مربوط به پست بعدی میشه که برای تعدیل عکسها، در اینجا ازشون استفاده شده!):

نعیمه (نی نی ناز من)

نعیمه (نی نی ناز من)

لعیا

لعیا

عرفان و فهام

عرفان و فهام

آراد

آراد

باز هم عرفان

باز هم عرفان

حورا

حورا

نگین

نگین

(10 مرداد 1390)

نوشته‌شده در مهمانی و جشن, مسافرت, همبازیها, خانوادگی, روزنگار کودکی من | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , , , , , , , , , | بیان دیدگاه

فتوبلاگ بهار 90

در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد

در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد

درحال انجام حرکات آکروباتیک روی ماشین!

درحال انجام حرکات آکروباتیک روی ماشین!

کاری از مهندس میرمصطفی!

کاری از مهندس میرمصطفی!

یک حرکت آکروباتیک دیگه روی ماشینم!

یک حرکت آکروباتیک دیگه روی ماشینم!

بدون شرح!

بدون شرح!

در حیاط منزل مامانجون در اصفهان

در حیاط منزل مامانجون در اصفهان

اصلاحات با اعمال شاقه؛ و کلی جیغ و داد و بیتابی من!

اصلاحات با اعمال شاقه؛ و کلی جیغ و داد و بیتابی من!

نعیمه در حال بازی در پارک

نعیمه در حال بازی در پارک

و من در همون پارک؛ سرگرم یک گربه و بچه هاش!

و من در همون پارک؛ سرگرم یک گربه و بچه هاش!

پارسا در منزل مامانجونم

پارسا در منزل مامانجونم

(1 تیر 1390)

نوشته‌شده در مسافرت, همبازیها, روزنگار کودکی من, شیرینکاریها | برچسب‌خورده با , , , , | بیان دیدگاه

فتوبلاگ نوروز 90 + واژه نامه 89!

من و عرفان کنار سفره هفت سین در لحظه تحویل سال

من و عرفان کنار سفره هفت سین در لحظه تحویل سال

دارت بازی با محیا!

دارت بازی با محیا!

دایی و پسرخاله ها

دایی و پسرخاله ها

آموزش سرسره بازی!

آموزش سرسره بازی!

عید دیدنی بزرگان فامیل

عید دیدنی بزرگان فامیل

فرار من از دست این پرنده ها!

فرار من از دست این پرنده ها!

عید دیدنی منزل پدربزرگ فهام

عید دیدنی منزل پدربزرگ فهام

یه مصطفای دیگه تو پلوپز!

یه مصطفای دیگه تو پلوپز!

من موبایل بابا رو گرفتم، بابا هم عکس من و خودش رو با هم!

من موبایل بابا رو گرفتم، بابا هم عکس من و خودش رو با هم!

در حال تلفظ غلیظ کلمه «گُل»!

در حال تلفظ غلیظ کلمه «گُل»!

در حال بازرسی از کمد لباسهام!

در حال بازرسی از کمد لباسهام!

آخر سر هم، فهرست یکسری کلمه های پرکاربردم تا قبل از عید رو آوردم.

اول کلمه هایی که فقط خودم معنیشون رو میدونم:
پوآبّا، تلادّا، تلاتلا

کلمه هایی که میتونم درست ادا کنم:
ندا، آقا، نَه، آینه، بده

کلمه هایی که با لهجه خودم ادا می کنم (البته بعلاوه معنی شون!):
مادر، آجی، مامانی: مامان بزرگ
مامان، مامانی، مومانی، مامانم، مادر: مامان
بابایی، بابادو،باباجی: بابابزرگ
بابا، بابایی: بابا
عم: عمو
دا:دایی
عیی:علی
عطیا: عطیه
مم:محمد
اُدا: هدی
بابا: بابا، وسایل یا لباسهای بابا، گوشی تلفن
آبو، آبَ: آب و هر مایعات دیگری، انواع درب شیشه و بطری و درب اتاق و منزل و…
اَبَ: الله اکبر
اَمَّه: از اون خوراکیه خوشمزه میخوام.
پا: پا، پارک
گُُُ: گل
تلا: درخت
توپ: توپ، اجسام گرد و کُره ای
اَیا: حیاط
ما: ماه
کا: کفش
موبا: موبایل
باتی: باطری
کوش: کجاست؟
تا، اُتا: اتاق
تا: افتاد
آوو:آهو
اَگو:خرگوش
کانگو:گانگورو
ما:ماهی
جوجو، جوجه: پرنده، بعضی چیزهای کوچک
بابا: اسب، ببر، ببعی
نمو: میمون
هاپ هاپ: سگ، گربه و چهار پایان دیگه
پو: خرس کارتونی
پر: کلاغ پر
جی جی: بازی دودوچی چی
کواِ: کولر
مو تو: موتور
قوم قوم: ماشین
کوکو: کاسه
تیشت: داغ
جادو: جارو

و این هم کلمه هایی که تا حالا یکبار ادا کرده ام:
افتاد، نها

(21 فروردین 1390)

نوشته‌شده در مهمانی و جشن, خانوادگی, شیرینکاریها | برچسب‌خورده با , , , , , , | ۱ دیدگاه

فتوبلاگ اسفند 89

هواپیماسواری!

هواپیماسواری!

وقتی اصلاح طلب شدم!

وقتی اصلاح طلب شدم!

کمدگردی!

کمدگردی!

با پسرخاله ها

با پسرخاله ها

بدون شرح!

بدون شرح!

اولین سُر خوردن من

اولین سُر خوردن من

اکتشافات در غار!

اکتشافات در غار!

اکتشافات دیگر!

اکتشافات دیگر!

؟؟؟!

؟؟؟!

من و پارسا؛ شب آزادی بابابزرگ پارسا

من و پارسا؛ شب آزادی بابابزرگ پارسا

با محیا و محمدحسین و علیرضا

با محیا و محمدحسین و علیرضا

«عرفان»؛ جدیدترین و کوچکترین عضو فامیل!

«عرفان»؛ جدیدترین و کوچکترین عضو فامیل!

(29 اسفند 1389)

نوشته‌شده در مسافرت, همبازیها, روزنگار کودکی من, شیرینکاریها | برچسب‌خورده با , , , , , , | ۱ دیدگاه

فتوبلاگ بهمن 89

صحبتهای جدی تلفنی!

صحبتهای جدی تلفنی!

دارم سوار ماشینم میشم!

دارم سوار ماشینم میشم!

یک روز برفی تو بغل بابا مهدی!

یک روز برفی تو بغل بابا مهدی!

توی بغل باباجون محسن!

توی بغل باباجون محسن!

کلاه بوقی من تو جشن تولد عمو محمد

کلاه بوقی من تو جشن تولد عمو محمد

با مامانجون و باباجون محسن تو جشن تولد عمو محمد

با مامانجون و باباجون محسن تو جشن تولد عمو محمد

با دوستم محمدحسین

با دوستم محمدحسین

کوثر تو مهمونی خونه من!

کوثر تو مهمونی خونه من!

فاطمه تو مهمونی خونه ما

فاطمه تو مهمونی خونه ما

دوستای بابا مهدی تو مهمونی خونه ما

دوستای بابا مهدی تو مهمونی خونه ما

نمایشگاه کودک پارک گفتگو؛ منم که همیشه اینجور موقع ها خوابم!

نمایشگاه کودک پارک گفتگو؛ منم که همیشه اینجور موقع ها خوابم!

آبشار شکلاتی در نمایشگاه کودک پارک گفتگو

آبشار شکلاتی در نمایشگاه کودک پارک گفتگو

آدمک مریخی در نمایشگاه کودک پارک گفتگو

آدمک مریخی در نمایشگاه کودک پارک گفتگو

(30 بهمن 1389)

نوشته‌شده در مهمانی و جشن, همبازیها, خانوادگی, دوستان, روزنگار کودکی من, شیرینکاریها | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

فتوبلاگ دیماه 89

اون قدیما که هنوز پستونک می خوردم!

اون قدیما که هنوز پستونک می خوردم!

کنجکاوی سر میز صبحانه قبل از رسیدن مهمونا!

کنجکاوی سر میز صبحانه قبل از رسیدن مهمونا!

کشف آیفون و تلفن بازی باهاش!

کشف آیفون و تلفن بازی باهاش!

بعد از یک حمام گرم

بعد از یک حمام گرم

رانندگی روی ماشین دو ترکه!

رانندگی روی ماشین دو ترکه!

این هم چند تا عکس از دوستایی که تو این سه ماه با هم بازی کردیم:

مُبین

مُبین

سپنتا

سپنتا

علی

علی

ستایش

ستایش

امیررضا

امیررضا

و این هم یک مهمونی که جای خیلیا خالی بود:

میز شام

میز شام

میز دسر

میز دسر

(30 دی 1389)

نوشته‌شده در مهمانی و جشن, همبازیها, شیرینکاریها | برچسب‌خورده با , , , , , , , | بیان دیدگاه