
من و عرفان کنار سفره هفت سین در لحظه تحویل سال

دارت بازی با محیا!

دایی و پسرخاله ها

آموزش سرسره بازی!

عید دیدنی بزرگان فامیل

فرار من از دست این پرنده ها!

عید دیدنی منزل پدربزرگ فهام

یه مصطفای دیگه تو پلوپز!

من موبایل بابا رو گرفتم، بابا هم عکس من و خودش رو با هم!

در حال تلفظ غلیظ کلمه «گُل»!

در حال بازرسی از کمد لباسهام!
آخر سر هم، فهرست یکسری کلمه های پرکاربردم تا قبل از عید رو آوردم.
اول کلمه هایی که فقط خودم معنیشون رو میدونم:
پوآبّا، تلادّا، تلاتلا
کلمه هایی که میتونم درست ادا کنم:
ندا، آقا، نَه، آینه، بده
کلمه هایی که با لهجه خودم ادا می کنم (البته بعلاوه معنی شون!):
مادر، آجی، مامانی: مامان بزرگ
مامان، مامانی، مومانی، مامانم، مادر: مامان
بابایی، بابادو،باباجی: بابابزرگ
بابا، بابایی: بابا
عم: عمو
دا:دایی
عیی:علی
عطیا: عطیه
مم:محمد
اُدا: هدی
بابا: بابا، وسایل یا لباسهای بابا، گوشی تلفن
آبو، آبَ: آب و هر مایعات دیگری، انواع درب شیشه و بطری و درب اتاق و منزل و…
اَبَ: الله اکبر
اَمَّه: از اون خوراکیه خوشمزه میخوام.
پا: پا، پارک
گُُُ: گل
تلا: درخت
توپ: توپ، اجسام گرد و کُره ای
اَیا: حیاط
ما: ماه
کا: کفش
موبا: موبایل
باتی: باطری
کوش: کجاست؟
تا، اُتا: اتاق
تا: افتاد
آوو:آهو
اَگو:خرگوش
کانگو:گانگورو
ما:ماهی
جوجو، جوجه: پرنده، بعضی چیزهای کوچک
بابا: اسب، ببر، ببعی
نمو: میمون
هاپ هاپ: سگ، گربه و چهار پایان دیگه
پو: خرس کارتونی
پر: کلاغ پر
جی جی: بازی دودوچی چی
کواِ: کولر
مو تو: موتور
قوم قوم: ماشین
کوکو: کاسه
تیشت: داغ
جادو: جارو
و این هم کلمه هایی که تا حالا یکبار ادا کرده ام:
افتاد، نها
(21 فروردین 1390)